منبع: سینمای آماتور
نمایشگاه آثار عکاسی آرش ابراهیم پور



زمان:۱۰ تا ۱۶ اردیبهشت
مکان:گالری بنفشه-خیابان ملاصدرا-شیراز جنوبی- نبش کوچه بهار پلاک ۵۰
مراسم اسکار ۲۰۰۹ دیشب در سالن کداک هالیود برگزار شد
نامزدهای بهترین كارگردان هنری: «بچه عوضی»، «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «شوالیه تاریكی»، «جاده انقلابی» و «دوشس». برنده: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن».
*نامزدهای بهترین طراحی لباس: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «میلك»، «دوشس»، «استرالیا»، «جاده انقلابی». برنده: دوشس.
نامزدهای بهترین چهرهپردازی: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «شوالیه تاریكی»، «پسر جهنمی2». برنده: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن».
نامزدهای بهترین فیلمبرداری: «بچه عوضی»، «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «شوالیه تاریكی»، «كتابخوان»، «میلیونر زاغهنشین». برنده: «میلیونر زاغهنشین».
نامزدهای بهترین بازیگر نقش مكمل مرد: «جاش برولین» (میلك)؛ «رابرت داونی» (تندر استوایی)؛ «فیلیپ سیمور هافمن»(تردید)؛ «هیث لجر» (شوالیه تاریكی)؛ «مایكل شانون»(جاده انقلابی). برنده: هیت لجر برای شوالیه تاریکی.
نامزدهای بهترین مستند بلند: «برخورد در انتهای زمین»، «باغ»، «مردی روی سیم»، «دردسر آب»، «خیانت». برنده: مردی روی سیم.
نامزدهای بهترین جلوههای ویژه: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «شوالیه تاریكی»، «مرد آهنی». برنده: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن».
نامزدهای بهترین تدوین جلوههای صوتی: «شوالیه تاریكی»، «مرد آهنی»، «میلیونر زاغهنشین»، «وال.ای»، «تحت تعقیب». برنده: شوالیه تاریکی.
نامزدهای بهترین میكس صدا: «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن»، «شوالیه تاریكی»، «میلیونر زاغهنشین»، «تحت تعقیب»، «وال.ای». برنده: «میلیونر زاغهنشین».
جری لوئیس کمدین بزرگ تاریخ سینما که از دهه 1950 کارش را شروع کرده؛ بالاخره یک جایزه اسکار افتخاری دریافت کرد
و ای آر رحمان برای میلیونر زاغهنشین اسکار گرفت. ترانهای هم که به همراه گلزار موسیقیدان هندی برای همین فیلم اجرا کردند، اسکار دیگری برای میلیونر زاغهنشین به ارمغان آورد
*نامزدهای بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان: «عقده بایدرمینهوف»(آلمان)؛ «كلاس»(فرانسه)؛ «عزیمت»(ژاپن)؛ «انتقام»(اتریش)؛ «والس با بشیر» برنده: عزیمت به کارگردانی ژاپن.
نامزدهای بهترین كارگردانی: «دیوید فینچر»(ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن)؛ «ران هاوارد»(فراست/نیكسون)؛ «گاس ون سان»(میلك)؛ «استفان دالدری»(كتابخوان)، «دنی بویل»(میلیونر زاغهنشین) . برنده: «دنی بویل»(میلیونر زاغهنشین).
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول زن: «آن هاتاوی» (ریچل ازدواج میكند)؛ «آنجلینا جولی» (بچه عوضی)؛ «ملیسا لئو»(رودخانه یخزده)؛ «مریل استریپ» (تردید)؛ «كیت وینسلت» (كتابخوان). برنده: کیت وینسلت
نامزدهای بهترین بازیگر نقش اول مرد: «شون پن» برای فیلم «میلك»، «ریچارد جنكینز» برای فیلم «ملاقاتكننده»، «فرانك لانجلا» برای فیلم «فراست/نیكسون»، «براد پیت» برای «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن» و «میكی رورك» برای «كشتیگیر». برنده: شان پن. شون پن میکی رورک را برادرش خواند و گرایشهای سیاسیاش را به رخ مهمانان مراسم کشید
در بخش نامزدهای بهترین فیلم بلند اسكار، «میلك»، «كتابخوان»، «فراست/نیكسون»،«میلیونر زاغهنشین» و «ماجرای شگفتانگیز بنجامین باتن» نامزد شدهاند. برنده: اسلامداگ میلیونر.
منبع سایت www.cinemaema.com
ادامه مطلب
ادامه مطلب
این فیستوال هرساله درکشور لهستان در شهر لودز برگزار میشود وهمچنین نمایشگاه بزرگی که اخرین دستاوردها و تولیدات کمپانی های بزرگ سازنده دوربین های حرفه ای دنیا برگزار میشود.
دراین فیستیوال ورک شاپ تخصصی در مورد مسایل نورپردازی، فیلمبرداری، معرفی اخرین دستاورد های فنی در زمینه نور ودوربین توسط فیلمبرداران بزرگ هالیود ودنیا وطراحان وسایل برگزار میشود
علاقه مندان میتوانند از سایت این فیستوال به ادرس http://www.pluscamerimage.pl دیدن نمایند.
(این سایت به زبان لهستانی فعال است و بخش انگلیسی ان فعال نشده.)

رودلف آرنهایم (به آلمانی: Rudolf Arnheim) (۱۵ جولای ۱۹۰۴-۹ ژوئن ۲۰۰۷) فیلسوف، نظریهپرداز آلمانی سینما وهنر بود. نظریات او در باب سینما با رویکرد روانشناسی گشتالت صورت پذیرفت. او در برلین متولد شد. پدرش یک کارخانهٔ کوچک تولید پیانو داشت. برخلاف انتظار عمومی او به سمت تجارت گرایش نیافت و تحصیلات خود را در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه برلین آغاز کرد. او در رشتههای روانشناسی، فلسفه و تاریخ هنر و موسیقی به تحصیل پرداخت. او در این دوره شاگرد استادانی چون ماکس ورتهایمر (استاد راهنمای او)، ولفگانگ کوهلر و کرت لوین بود.
نظریات سینمایی
آرنهایم اعتقاد داشت که سینما یک پدیدهٔ ذهنی است. یعنی سینما یک تجلیگاه ذهن است. اما او به شدت با واقعگرایی سینما مخالف بود. چراکه باور داشت که سینما را از یک مقولهٔ ذهنی به سمت یک مقولهٔ عینی میبرد و از این جهت سینما را از ماهیت زیباییشناسانهٔ خود دور میکند. او برعکس دنبال عناصری در سینما بود که آنرا از واقعیتهای روزمره دور میکنند. به طور مثال تخت بودن پردهٔ نمایش، عدم وجود رنگ و صدا در سینمای صامت، سوپرایمپوز و دیزالو و بسیاری از این دست عناصر. آرنهایم اعتفاد داشت هرآنچه سینما را از عینیت و زندگی روزمره دور میکند و به ذهنیت و هنری ویژه نزدیک میکند دارای ارزش است. دو کتاب معروف آرنهایم فیلم به عنوان هنر (۱۹۳۲) و هنر و ادراک دیداری (۱۹۵۴) نام داشتند که او در این دو کتاب بیشتر نظریات زیباییشناسانهٔ خود را در باب هنر و سینما عنوان کرد.
کتابشناسی
فیلم به عنوان هنر (۱۹۳۲) (ISBN 978-0-520-24837-3)
به سوی روانشناسی هنر (۱۹۴۹) (ISBN 978-0-520-02161-7)
هنر و ادراک دیداری (۱۹۵۴) (ISBN 978-0-520-24383-5)
گورنیکای پیکاسو (۱۹۶۲) (ISBN 978-0-520-25007-9)
اندیشهٔ دیداری (۱۹۶۹) (ISBN 978-0-520-24226-5)
پویایی شکلهای معماری (۱۹۷۷) (ISBN 978-0-520-03551-5)
قدرت مرکز: مطالعاتی پیرامون ترکیب در هنرهای تجسمی (۱۹۸۲/۸۸) (ISBN 978-0-520-06242-9)
مقالاتی نو در باب فلسفهٔ هنر (۱۹۸۶) (ISBN 978-0-520-05554-4)
تمثیل سپیدهدم (۱۹۸۹) (ISBN 978-0-520-06536-9)
اندیشههایی در باب آمورش هنر (۱۹۹۰) (ISBN 978-0-89236-163-2)
نجات هنر (۱۹۹۲) (ISBN 978-0-520-07459-0)
جداسازی و ساختار (۱۹۹۶) (ISBN 978-0-520-20478-2)
رسالههای سینمایی و نقدها (۱۹۹۷) (ISBN 978-0-299-15264-2)
فهرست منابع
اندرو، دادلی، تئوریهای اساسی فیلم، ترجمهٔ مسعود مدنی، انتشارات عکس معاصر،۱۳۶۵
استم، رابرت، مقدمهای بر نظریهٔ فیلم، به کوشش احسان نوروزی، انتشارات سورهٔ مهر، ۱۳۸۳
منبع : سینمافردا - ترجمه : زهرا سخی
در واقع در روزهای اولیهای که این جوجه سر از تخم در میآورد، مخاطبان بیشتر مجذوب تکنولوژی سینما میشدند، تا با آنچه که واقعاً نمایش داده میشد.

سینما بر مبنای ابزارهای ماشینی شکل گرفته است. در واقع در روزهای اولیهای که این جوجه سر از تخم در میآورد، مخاطبان بیشتر مجذوب تکنولوژی سینما میشدند، تا با آنچه که واقعاً نمایش داده میشد. همانگونه که "استفان هیث" مینویسد:
" [دراین دوره] چیزی که ترویج داده میشد و فروخته میشد، تجربهی مواجهه با ماشین بود. "آپاراتوس سینما". برنامههای پخش شده در "گراند کافی" با عنوان "سینما توگراف" معرفی میشدند و با وصفی دربارهی سینماتوگراف دنبال میشد. همواره پس از اینکه توصیف مورد تأکید بود، عنوان فیلم در معرض دید عموم قرار میگرفت. این عنوان در قسمت پایینی صفحهی نمایش قرار داشت (هیث، 1980: 1)".
در ادامه مطلب بخوانید:
پیشینهی نگاه ایدهآلیستی تکنولوژیکی
پیشینهی دیدگاه ضد ایدهآلیست تکنولوژیک
ادامه مطلب
آنتونیونی در 29 سپتامبر سال 1912 در شهر فررا، در شمال شرقی ایتالیا، متولد شد. او در دانشگاه بولونیا اقتصاد خواند و خبرنگار سینمایی روزنامهی «کوریره پادونا» بود. در سال 1940 به رم رفت و در پایتخت ساکن شد. در 1942 با «روبرتو روسلینی»، کارگردان ایتالیایی، در یک فیلم همکاری کرد و پس از آن در سالهای میانی دههی 40، به ساخت فیلمهای کوتاه پرداخت.
ادامه مطلب
دوستان گرامی در صورت نیاز به هرگونه user manual دوربینهای سونی با گذاشتن مدل دوربین
در اختیار شما قرار خواهد گرفت .

نویسنده: مرتضی حق بیان
...................................... ..............................................

با اطمینا ن می توان گفت که از بعد از انقلاب 1357ایران هیچ کس به اندازه ی محسن مخملباف در سینمای ایران کانون توجه و مطرح نبوده است . سینما گری که همیشه توانسته موافقان و مخالفان آثار خود را به قولی سورپرایزکند کسی که قابل پیش بینی نیست وچنان منتقدان آثار خود را دچار سر در گمی کرده ، که هیچ گاه نتوانسته اند حد س بزنند بعد ازساخت این اثر چه چیز دیگری در این راستا خواهد ساخت ، و خط فکریش به کدام سمت وسوحرکت میکند . زیر بنای مجموعه فکریش همیشه در حال تغییر بوده ، "دردورانی پرسه های خود را شبیه سلمان فارسی می دانست. " دغدغدی دیروزش مذهب بوده ، امروز درگیر مسائل اجتماعی ست . فردا به فلسفه فکر می کند و پس و پسین فردا معلوم نیست به چه چیز دیگر بپردازد . و مهمتر انکه همه این مسائل و مسائل دیگر را به کمک سینما به انجام می رساند و به واقع باید گفت هیچ وقت از اصول و قواعد سینما عدول نکرده و اضافه هم باید کرد که مخملباف همیشه قواعد خودرا داشته و دارد . که در کل باید گفت . محسن مخملباف ذاتاً سینماگراست . سینما را می فهمد . که به اعتقاد برخی " اگر انقلاب اسلامی ایران یک هنرمند به دنیا عرضه کرده باشد این هنرمند مخملباف است "
برای شناخت محسن مخملباف لازم نیست دنبالش راه افتاد و یا اینکه پرسان پرسان به محل زندگی دوران کودکی و حا ل او رفت . یا اینکه پای صحبت آشنایان دور و نزدیک یا مخا لفان و موافقان او نشست . کافیست به ویدیو کلوپ سرکوچه سر زد و چند تا ازآثار دوره های مختلف فیلم سازی اورا یافت ونگاه کرد، حتی لازم هم نیست از سینما چیزی دانست . خود اثر به تنهایی با بیننده صحبت خواهد کرد . که این ازنقاط قوت و شاخص آثار مخملباف است .
خود محسن مخملباف در مصاحبه ای با مسلم منصوری تا ساخت فیلم " گبه " آثار خود رابه چهار دوره تقسیم می کند .
ادامه مطلب
فیلم بلند داستانی نیم ساعت تا دریا به کارگردانی ابوالفضل شکیبا تدوین شد.

این فیلم داستان نوجوانی به نام موسی است که در یکی از روستاهای جنوب زندگی می کند . موسی که تاکنون دریا را ندیده است آرزوی رفتن به دریا را در سر می پروراند. اما مادرش هیچ وقت با رفتن او موافق نیست . پس از اتفاقاتی که در روستا برای موسی رخ می دهد موسی تصمیم به رفتن می گیرد در این سفر دختری نابینا به نام زیبا که او هم دریا را ندیده است موسی را همراهی می کند.
به نقل از:وبلاگ رسمی ابوالفضل شکیبا
ادامه مطلب
...........................................................................................................................................
آقای احمدینژاد، برای من دلايل بسيار سادهای وجود دارد که تو را بيشتر از او دوست دارم. تو برای من يادآور سال ۵۷ هستی. در آن زمان اخلاق، آرمان و از خودگذشتگی برای تغيير زندگی مردم مفاهيمی انتزاعی نبودند؛ چيزهای طبيعی و جزيياتی زنده از روحيه و عملکرد ميليونها جوان معتقد و سالم و راستگويی بودند که میخواستند از انقلاب فرصتی فراهم آورند تا طبقهی محروم جامعه شرايط بهتری برای زندگی داشته باشند. بعد از بيست و چند سال نگاه که میکنم به وضوح آن اعتراض را همراه با افسردگی درونی تو را درک میکنم. تو همچنان بیدروغ «ما»ی سال ۵۷ را زنده میکنی. من تو را دوست دارم چون نمیتوانم به خودم راست نگويم که میدانم آنچه میگويی راست میگويی. اين واقعيت است که در جهان کنونی قلههای ثروت با دستاندازی به پلههای قدرت جايی برای رشد مردم باقی نمیگذارند.
در اين ميان، آقای احمدینژاد اما چيزی وجود دارد که تو را در دنيای ۲۰۰۵ ما وصلهی ناجور میکند. پس اکنون با کمال تأسف تو تنها به درد آن میخوری که از دنيايی چنين آرمانباخته و بازيگر، افسرده شوی. دنيايی که در ۲۷ سال ساخته شده است و ما هم جزيی از اين دنيا هستيم. دنيا شرايط دشواری برای برای بازی راستگويان آفريده است اما همجنسان قادرند دست يکديگر را بخوانند و...
دوست عزيز، بهسادگی بگويم ما نمیتوانيم خود را در سال ۵۷ متوقف کنيم. ديگر آن آن باورها از زندگی واقعی رخت بربسته است و در معادلات سخت کنونی، ما تنها تصميمگيرندگان بازی کنونی نيستيم. تو درستتر از آن و اصولگراتر از آن هستی که بتوانی در بازی پيچيدهی سياستگزاران آلوده به قدرت بازی کنی، پس به قول مدرس " اکنون کسی لازم است که قاعدههای بازی اين جهان را آموخته باشد."
برای همين من رأیام را به کسی میدهم که او را کمتر از تو دوست دارم اما کسی توانمندتر از تو در درک وقعيتهای امروز زندگی است. همهی اميدم آن است که او لااقل اينبار با عطف به آرای تو بداند هنوز مردم محروم ما چشم به راهاند. پس گوشهچشمی به طبقهی محروم داشته باشد و به سلامت ادارهی جامعه بها دهد. دوست عزيز من، تا کنون دو بار رأی دادهام و هر دو بار پشيمان. اين بار با آمادگی بيشتر بار ديگر پای صندوق رأی خواهم رفت و اما رآیام را به ديگری خواهم داد که او را به اندازهی تو دوست نمیدارم. روزگار غريبی است برادر.
عباس کيارستمی
RED رقیبی برای نگاتیو


![]()
بخش اول
برای خلق شخصیتهای قوی و محکم و حساب شده باید روشهایی را اموخت. البته خلق شخصیت روندی خلاقه می باشد اما برای این کار و خلاقیت باید روشهایی را اموخت 
ادامه مطلب

در اواخر سال های 1950 میلادی تعدادی از نویسندگان سینمایی مجله" کایه دو سینما"، از جمله فرانسوا تروفو، کلود شابرول و ژان لوک گدار که زیر نظر آندره بازن منتقد معروف فرانسوی فعالیت می کردند، انقلابی در صنعت فیلمسازی فرانسه براه انداختند که تمام قواعد دست و پا گیر نظام استودیوئی سینمای فرانسه را زیر پا گذاشت. این حرکت که به موج نوی فرانسه معروف شد، در صنعت فیلمسازی کشورهای دیگر نیز تاثیرات قابل توجهی گذاشت. در سال 1995 تعدادی از کارگردان های دانمارکی، قوانین کلاسیک و کلیشه ای سینما را مانعی برای ارائه داستان ها و نظریاتشان می دانستند. آنها نیز مانند پیشگامان موج نوی فرانسه، دست به تجربه ای عجیب و آنارشیستی زدند، وقوانینی وضع کردند که هر قانون کلاسیک و آکادمیک قبل از خود را نفی می کرد. توماس وینتربرگ، لارس فون تریه، کریستین لورینگ و سورن یاکوبسن بنیان گذاران این نهضت بودند که به نهضت دگما 95(Dogme95) معروف شد
ادامه مطلب

کارت صدا يکی از عناصر سخت افزاری استفاده شده در کامپيوتر است که باعث پخش و ضبط صدا( صوت) می گردد. قبل از مطرح شدن کارت های صدا ، کامپيوترهای شخصی برای پخش صدا ، صرفا" قادر به استفاده از يک بلندگوی داخلی بودند که از برد اصلی توان خود را می گرفت . در اواخر سال 1980 استفاده از کارت صدا در کامپيوتر شروع و همزمان با آن تحولات گسترده ای در زمينه کامپيوترهای چند رسانه ای ايجاد گرديد. در سال 1989 شرکت Creative labs کارت صدای خود را با نام Creative Labs soundBlaster Card عرضه نمود. در ادامه شرکت های متعدد ديگری توليدات خود را در اين زمينه عرضه نمودند.
يک کارت صدا دارای بخش های متفاوت زير است :
-
يک پردازنده سيگنال های ديجيتال (DSP) که مسئول انجام اغلب عمليات( محاسبات ) مورد نظر است .
-
يک مبدل ديجتيال به آنالوگ (DAC)
-
يک مبدل آنالوگ به ديجيتال(ADC) برای صوت ورودی به کامپيوتر
-
حافظه RAM و يا Flash برای ذخيره سازی داده
-
يک اينترفيس دستگاههای موزيکال ديجيتالی (MIDI) برای اتصال دستگاه های موزيک خارجی
-
کانکنورهای لازم برای اتصال به ميکروفن و يا بلندگو
-
يک پورت خاص " بازی" برای اتصال Joystick
ادامه مطلب
اگر جدیدا تجربه گشتن در بازار دیجیتال جهت خرید یک تلویزیون جدید را داشته باشیدحتما با این دو اصطلاح برخورد کرده اید : LCD و پلاسما . دو محصولی که در ظاهر بسیار به یکدیگر شبیه هستند هر دو دارای یک صفحه تخت با ابعاد نسبتا بزرگ می باشند ولی این ظاهر ماجراست خب اگر به این موضوع برخورده اید و گفته های بازاری فروشنده نیز قانع تان نکرده است به ادامه مطلب توجه کنید.
به نقل از : www.writeage.com
ادامه مطلب
جايگزين LCD كرده است.
نمايشگر نانوكروميك شركت nteraيك فناوري تازه با نام Chromics Display Nanoبراي صفحات نمايشگر ايجاد كرده است.
اين نمايشگر نسبت به صفحات LCDبا هزينه ساخت برابر، مصرف انرژي بسيار پاييني دارد.
شركت nteraادعا كرده كهاين فناوري چديد ثبت شده ميتواند از هر زاويهاي كه بيننده به آن نگاه ميكند تصاويري واضح، شبيه عكس چاپ شده بر روي كاغذ ،بدون از دست دادن شفافيت به نمايش بگذارد.
ساخت اين صفحات نمايشگر ساده بوده و ميتوان آنها را با بهره بالا و هزينه پايين توليد كرد.
با تماشاي تصوير يك ipodتغيير يافته، Nteraيك صفحه نمايشگر NCDرا درون آن تعبيه كردهاست كه برخلاف نمايشگرهاي معمولي از تمام زوايا به خوبي قابل رويت است.
اين فناوري جديد نمايشگرها موجب كاهش مصرف انرژي، تعويض سريعتر و زاويه ديد جالب تر ميشود.
سنسباستين، بار ديگر به اسپانيا دعوت شد.
قبادي كه سال گذشته و در جريان برگزاري پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي سنسباستين اسپانيا، براي كارگرداني فيلم «نيوهمانگ» توانست جايزه بزرگ جشنواره (صدف طلايي) را همراه با جوايز بهترين فيلمبرداري و فيپرشي (انجمن منتقدان بينالمللي) دريافت كند، امسال به عنوان داور بخش مسابقه دوره جديد اين جشنواره رسماً دعوت شده است. اين در حالي است كه تازهترين دوره جشنواره سنسباستين با فيلم «قولهاي شرقي» (Eastern Promises) جديدترين ساخته ديويد كراننبرگ افتتاح خواهد شد كه در بخش مسابقه حضور دارد.
بهمن قبادي تنها فيلمسازي است كه طي 55 سال زمان برگزاري اين جشنواره، جايزه صدف طلايي آن را در دو دوره دريافت كرده است.
بهمن قبادي پيش از «نيوهمانگ» و در جريان برگزاري پنجاهودومين دوره جشنواره سنسباستين نيز موفق شده بود به خاطر فيلم پرآوازه «لاكپشتها...» جايزه بزرگ و جايزه نويسندگان اسپانيا را به دست بياورد.
اين رويداد سينمايي معتبر، از 29 شهريور تا 7 مهر (20 تا 29 سپتامبر) برگزار خواهد شد.
همچنين قابل اشاره است كه فيلم «نيوهمانگ» هماكنون بر پرده سينماهاي اسپانيا در حال نمايش است.
"" به نقل از:مژفیلم""


بيوگرافي
گذراندن دوره تخصصی شناخت و تکنیک عکاسی در نیویورک.
فعالیت در آژانس بینالمللی عکس خبری سیگما در پاریس.
فعالیت در مطبوعات در زمینه عکاسی در سال 1353.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم مدرسه موشها (مرضیه برومند و محمدعلی طالبی) به عنوان عکاس در سال 1363.
بخشي از فيلم شناسي و جوایز واتتخاب ها رب در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
- به بهانهی اکران فیلم " اخراجیها"

به این فکر میکنم که چه کسی جز مسعود دهنمکی میتوانست اخراجیها را بسازد. جسارت که چه عرض کنم؛ شورش را درآورده است! مضحکهی جنگ! دمدستیترین شوخیها و جلفترین متلکها از زبان آدمهای بیهویتی که از یک فرهنگ ناقص برآمدهاند و حالا به پست هم و آقای دهنمکی خوردهاند و ملت را سر کار گذاشتهاند! سر کار که نه؛ کلاه بر سرشان گذاشتهاند!
لشگری از بازیگران آشنا با همان تیپهای آشنایاشان! امین حیایی و محمدرضا شریفینیا که انگار از کما و دنیا کولاژ شدهاند بر اخراجیها! آدمهای جنگ هم همانهایی که بودند! قاسم زارع با داد و بیدادهای فرماندهیاش؛ سیدجواد هاشمی مهربان هم با خندههای یخاش!!!
سیدابراهیم نبوی از ینگهدنیا یادداشتی نوشته بر اخراجیهای ندیده و حالا دهنمکی در پوست خودش نمیگنجد1!- اگر آقای دهنمکی، نبوی و طنازیاش را فراموش کرده؛ ما که خوب یادمان هست!-
آقای دهنمکی! مردم سینمارو و سینمانروی ما که ثابت کردهاند علاقهی خود را به شارلاتانها و شور ِ عشقها2؛ پس دیگر این همه داد و قال برای چیست که فلان سینما چنان بود و بهمان سینما چنین3! بله! حرف شما متین! فیلماتان نود درصدی شده است4 و ما که در سینما فرهنگ دیدیم به سانس سوم فوقالعاده رسیدیم؛ چیزی دمدمای خروسخوان! اما کاش دمی هم از واقعیت میزدید! مردمی که ما هم از ایشانایم را همه خوب میشناسیم! ملتی که سالی سگکشی استاد را برگزیده میکنند5؛ امسال میآیند اخراجی میشوند؛ ایرادی که ندارد، ذائقهی ملت حتما تغییر کرده! اما دیگر این همه باد به غبغب انداختن ندارد که! نگاه کنید به آمار فروش فیلمهای این دو سال اخیر! به نام فیلمها؛ نام کارگردانها؛ نامهای بازیگران! ما هنوز مانده تا حرفهای شویم! ما هنوز مانده تا کیارستمیها و بیضاییها و قبادیها را از دست ندهیم! هنوز زود است تا سر در سینماهایامان را از عکسهای آنچنانی ستارههای یکشبه پاک کنیم! هنوز راه باید رفت تا یک سینمای حرفهای؛ تا یک اتفاق آبرومندانه!
ادامه مطلب
|
- بعضیها میگویند که میلیونها راه برای ساختن یک صحنه وجود دارد اما من اینطور فکر نمیکنم. به نظر من دو راه وجود دارد و آن یکی اشتباه است. | |
|
متولد 28 آگوست سال 1962 در دنور آمریکاست. شهرتش به خاطر نمایش تیره و سبکدار او از تجربیات تلخ انسانی است. دیوید در 8 سالگی تحت تاثیر فیلم کلاسیک «بوچ کسیدی و ساندانس کید» با یک دوربین 8 میلیمتری شروع به ساختن فیلم کرد. فیلمسازی برای بچهای که تمام روز را میتوانست صرف نقاشی کشیدن، مجسمه سازی و عکس گرفتن بکند کار فوقالعادهای بود. او از رفتن به مدرسه فیلمسازی سر باز زد و مستقیما وارد صنعت فیلمسازی شد. او ابتدا دوربین حمل میکرد و در کارهای یدی کمک میکرد. بعد از آن کاری در «ایندستریال لایت اند مجیک» در سال 1980 کاری پیدا کرد و در تیتراژ فیلم «بازگشت جدای» نامش ذکر شد. او تا سال 1984 آنجا ماند. در آن سال دیوید کمپانی را ترک کرد و مستند «ضربه به طبل زنده» را ساخت. او با توجه به تواناییاش در این فیلم وارد ساخت تبلیغات تلویزیونی شد. اولین کارش تبلیغی برای انجمن سرطان آمریکا و یک کار تند و گزنده بود که جنینی را در حال کشیدن سیگار نشان میداد. بعد از آن تبلیغاتی برای شرکتهای رولون، کانورس، نایکی، پپسی و لوایز ساخت و کم کم متوجه شد که عرصه ویدیوهای موسیقی جای بهتری برای گسترش راهش است. |
ادامه مطلب

1- کروماکی و تصویر کروماکی چیست؟
2- بررسی رنگ ها در کروماکی
3- چطور یک پرده کروماکی بسازیم
4-نورپردازی و سوژه در کروماکی
5- چطور با یک دوربین هندی کم یا نیمه حرفه ای کروماکی بگیریم
6- تصویربرداری کروماکی
7- تدوین کروماکی
اول - تصویر کروماکی چیست؟
کروماکی به فرایندی می گویند که در آن یک طیف رنگ با دامنه و فرکانس مشخص از تصویر اصلی جدا می شود. این رنگ می تواند هر طیفی باشد.
در سال 1950 آرتور ویدمر تحقیقاتش را در کمپانی کداک و با همکاری استودیو وارنر برای ایجاد این تکنیک آغاز کرد. 8 سال بعد وارنر اولین تصویر کروماکی را با استفاده از یک پرده آبی در ابعاد کوچک در فیلم پیرمرد و دریا (با بازی اسپنسر تریسی و آنتونی کوئین) به وجود آورد.
در باند فرکانس تصویر ویدئو 3 شاخصه مهم وجود دارد که به آن YUV می گویند. دو شاخصه مهم آن که به درد کار ما می خورد رنگ (Choromilance) و نور (Luminance) هستند. تصویر ویدئو همیشه این دو را جدا از هم ارسال می کند. به همین خاطر به این فرایند Camponent (مجزا) می گویند. یکی از مهمترین شاخصه های دوربین های ویدئو در توانایی ارسال و ضبط رنگ و نور است. هرچقدر دوربین ها بتوانند دامنه فرکانس بالاتری در حفظ این دو داشته باشند حرفه ای تر و گران ترند. امکان دارد تصویر یک دوربین 20 میلیون تومانی با یک هندی کم 1 میلیون تومانی در نگاه اول 19 میلیون تومان اختلاف نداشه باشد. اما همین شاخصه کیفی و چند شاخصه فنی دیگر کیفیت اصلی دوربین ها را مشخص می کند. مثل فرق یک پیتزای اصل ایتالیایی است با یک پیتزای وطنی. هر دو در نگاه اول یک جور هستند با مواد مثل هم. اما این کجا و آن کجا!.
در تصویر کروماکی ، نرم افزار یا سخت افزار مخصوص کروماکی ، طیف رنگ کروماکی را از دامنه رنگ جدا می کند. همانطور که گفتم کیفیت این جدایی بسته به کیفیت ضبط دامنه رنگ دارد. در ایران بهترین دوربین برای کروماکی هنوز دوربین قدیمی بتاکم 637 است. چون کیفیت پهنای فرکانسش 4:2:2 است. یعنی 2 لایه مخصوص رنگ و 2 لایه هم مخصوص نور . این حداقل استادارد Broadcast است. حتی دوربین حرفه ای 135 هم نمی تواند به خوبی بتاکم کروماکی بدهد. چون اساسا کیفیت DV فرکانس 4:1:1 است. البته این دلیل نمی شود که نتوانیم با مثلا دوربین XL1 یا PD-170 کروماکی بگیریم. برای کار ما همین کیفیت هم کافی است. سیستم های جدید تر (مثل دیجیتال بتاکم ) حتی با کیفیت 4:4:4:4 هم فیلم برداری می کنند.
تصویر مجزا برای مونیتور های RGB هم به کار می رود که البته ربطی به این بحث ندارد.
ادامه مطلب

برگزار کنندگان جشنواره فیلم کن به تازگی اعلام کردند که به مناسبت شصتمین سالگرد برگزاری این جشنواره، ۳۵ کارگردان مشهور سینمای جهان فیلمهای کوتاهی میسازند تا ورود معتبرترین رویداد سینمای جهان به دهه هفتم عمر خود اینگونه گرامی داشته شود.
نگاهی به فهرست این کارگردانها نشان میدهد که سفارش ساخت فیلم در این مجموعه به فیلمسازانی سفارش داده شده که یا آثارشان در کن جایزه به دست آورده و یا حداقل سابقه حضور مستمر در این جشنواره را داشتهاند. طبق انتظار، نماینده ایران در این فهرست، عباس کیارستمی است که در کنار بزرگانی مانند رومن پولانسکی، برادران کوئن، ویم وندرس، یوسف شاهین، مایکل چیمینو، دیوید کراننبرگ، برادران داردن، آکی کوریسماکی و لارس فن تریه فیلم کوتاه سه دقیقهای میسازد.
اما فارغ از وسوسه نامها، آنچه اهمیت دارد، انتخاب مدیوم فیلم کوتاه برای چنین مناسبتی است. ایجاز و فشردهگویی که مهمترین هویت فیلم کوتاه را تشکیل میدهد، معمولا در چنین موقعیتهایی بهترین فرم را برای طرح دیدگاههای گوناگون فراهم میآورد. هر یک از این فیلمسازان بزرگ سه دقیقه فرصت دارند تا هر آنچه میخواهند و میتوانند درباره کن بگویند. در صدمین سالگرد اختراع سینما نیز مشابه چنین موقعیتی ایجاد شد و تعدادی از مهمترین فیلمسازان زنده سینمای دنیا ظرف صد ثانیه درباره سینما به زبان سینما حرف زدند. جالب است که توجه کنیم اینها کارگردانانی هستند که هنگام ساخت آثار خود، معمولا به عنوان مولف، درباره تمام جزئیات از جمله زمان بندی فیلم تصمیم میگیرند. اما در چنین موقعیتهایی بر اساس سفارش و البته به اختیار خود «محدود» و «مقید» میشوند در یک زمان کوتاه تصاویر ذهنی خود را خلق کنند. چه مدیوم دیگری جز فیلم کوتاه میتواند چنین محدودیت و قیدی را برای بزرگان سینما رقم بزند و اینچنین خود را به آنها تحمیل کند؟
ادامه مطلب

سومين دوره اين جشنواره كه در كشور استراليا و از تاريخ 3 تا 13 اسفند (22 فوريه تا 4 مارس) برگزار ميشود، به نمايش آثار سينماي جهان در بخشهاي مختلف خواهد پرداخت. فيلم «نيوهمانگ» در اين دوره جشنواره براي نمايش در بخشهاي «مسابقه اصلي»، «نيو كراند هوپ» و «سينماي جهان» انتخاب شده است كه نمايشهاي آن در روزهاي 8، 10 و 11 اسفند (27 فوريه، 1 و 2 مارس) خواهد بود.
همچنين در حاشيه اين جشنواره و از تاريخ 20 اسفند 1385 تا 2 فروردين 1386 (11 تا 22 مارس) نيز يك كارگاه فيلمسازي (وركشاپ) توسط هيئت فيلم استراليا برگزار خواهد شد كه قبادي به عنوان استاد راهنما در آن حضور خواهد يافت. اين كارگاه كه در لابراتوار تحقيقاتي لانگبلك برگزار ميشود به هشت فيلمساز كوتاه امكان خواهد داد تا نخستين فيلم بلند خود را با مشاوره استادان مدعو بسازند. هر استاد راهنما با 4 فيلمساز كار خواهد كرد و همچنين يكي از فيلمهاي خود را به نمايش گذاشته و دربارة آن به پرسش و پاسخ خواهد پرداخت. بهمن قبادي در اين كارگاه پشت صحنة فيلم «لاكپشتها هم پرواز ميكنند» را نمايش خواهد داد.
