- به بهانهی اکران فیلم " اخراجیها"

به این فکر میکنم که چه کسی جز مسعود دهنمکی میتوانست اخراجیها را بسازد. جسارت که چه عرض کنم؛ شورش را درآورده است! مضحکهی جنگ! دمدستیترین شوخیها و جلفترین متلکها از زبان آدمهای بیهویتی که از یک فرهنگ ناقص برآمدهاند و حالا به پست هم و آقای دهنمکی خوردهاند و ملت را سر کار گذاشتهاند! سر کار که نه؛ کلاه بر سرشان گذاشتهاند!
لشگری از بازیگران آشنا با همان تیپهای آشنایاشان! امین حیایی و محمدرضا شریفینیا که انگار از کما و دنیا کولاژ شدهاند بر اخراجیها! آدمهای جنگ هم همانهایی که بودند! قاسم زارع با داد و بیدادهای فرماندهیاش؛ سیدجواد هاشمی مهربان هم با خندههای یخاش!!!
سیدابراهیم نبوی از ینگهدنیا یادداشتی نوشته بر اخراجیهای ندیده و حالا دهنمکی در پوست خودش نمیگنجد1!- اگر آقای دهنمکی، نبوی و طنازیاش را فراموش کرده؛ ما که خوب یادمان هست!-
آقای دهنمکی! مردم سینمارو و سینمانروی ما که ثابت کردهاند علاقهی خود را به شارلاتانها و شور ِ عشقها2؛ پس دیگر این همه داد و قال برای چیست که فلان سینما چنان بود و بهمان سینما چنین3! بله! حرف شما متین! فیلماتان نود درصدی شده است4 و ما که در سینما فرهنگ دیدیم به سانس سوم فوقالعاده رسیدیم؛ چیزی دمدمای خروسخوان! اما کاش دمی هم از واقعیت میزدید! مردمی که ما هم از ایشانایم را همه خوب میشناسیم! ملتی که سالی سگکشی استاد را برگزیده میکنند5؛ امسال میآیند اخراجی میشوند؛ ایرادی که ندارد، ذائقهی ملت حتما تغییر کرده! اما دیگر این همه باد به غبغب انداختن ندارد که! نگاه کنید به آمار فروش فیلمهای این دو سال اخیر! به نام فیلمها؛ نام کارگردانها؛ نامهای بازیگران! ما هنوز مانده تا حرفهای شویم! ما هنوز مانده تا کیارستمیها و بیضاییها و قبادیها را از دست ندهیم! هنوز زود است تا سر در سینماهایامان را از عکسهای آنچنانی ستارههای یکشبه پاک کنیم! هنوز راه باید رفت تا یک سینمای حرفهای؛ تا یک اتفاق آبرومندانه!
ادامه مطلب

