تبليغاتX
سینمای آماتور
شنبه هفدهم مرداد 1388

با درود

مطلبی که در بررسی جشنواره ژیار توسط آقای ادیب سبحانی در وبلاگ منعکس شده بود با نظر خود ایشان حذف گردید.

در نهایت نیز نگارش اینچنین ستوری در فضای فکری و اجرایی حاکم بر جشنواره های داخلی تاثیر چندانی به سیر اشتباه این جشنواره ها ندارد.تا زمانی که دروغ ـ بزرگ نمایی ـ ساخت به شرط موضوعیت جشنواره ـ ساخت برای موضوع اسم سال ـ گدا گرافی وبسیاری دیگراز آفت های اخلاقی بر فضای فکری تولید کننده گان و متولیان امور سینمایی حاکم باشد جز چنین پسرفت های بزرگی همچون شکستهای سالهای اخیر در انتظار سینمای ایران نیست.

تنها متهم کردن متولیان سینما جفایی بزرگ است.

در جایی که فیلمساز تنها دغدغه اش پیدا کردن موضوعات ترحم بر انگیز ـ اغراق می باشد و یا همچون آقای ... قوم کرد را انسانهایی آینه ندیده معرفی می کنند

یا همچون آقای ... در فیلم مستندشان ریخته شدن ادرار از ظرف آزمایشگاهی در دست پیرمرد کهنسالی را نشان می دهند یا در بخشی دیگر از فیلمشان همچون تسخیر کنندگان مریخی ساعت ۲:۳۵ بعد از نیمه شب به بخش بیماران قلبی بیمارستان می ریزند

یا همچون آقای... به تمام اهالی یک روستا وعده ۳ کیسه آرد می دهند

یا همچون آقای ... با مجوز تصویر برداری اقدام به حفاری مناطق باستانی می نمایند

یا همچون آقای ... دلیل تسویه حساب نکردن با عوامل فیلم خود بعد از ۲ سال مخارج بالای زن گرفتن مطرح می کنند

یا همچون آقای ... فیلم راه یافته به جشنواره ای بی ارزشی را فیلم راه یافته به جشنواره ونیز معرفی می کنند

یا همچون خانم ... دلیل ورشکستگی پروژه و عدم تسویه حساب با عوامل را زیاده روی در خوردن صبحانه توسط عوامل می دانند... و و و و های دیگر (که بنا به دلایل منافی عفت از ذکر آنها خوداری میکنم) چه انتظار دیگری باید داشت؟؟؟؟؟

براستی اینان اصحاب هنرند؟؟؟؟

براستی اینان جام تمام رخ ملتند؟؟؟؟

اگر اینانند

ننگ بر هنر

مرگ بر هنر

نابود هنرمند

                                                                                                    سوران فهیم

نوشته شده توسط سوران فهیم در 6:52 | | لینک به این مطلب
دوشنبه ششم فروردین 1386
از دوکوهه تا اخراجی‌ها
نوشته:امیرحسین بهبهانی‌نیا

- به بهانه‌ی اکران فیلم " اخراجی‌ها"

به این فکر می‌کنم که چه کسی جز مسعود ده‌نمکی می‌توانست اخراجی‌ها را بسازد. جسارت که چه عرض کنم؛ شورش را درآورده است! مضحکه‌ی جنگ! دم‌دستی‌ترین شوخی‌ها و جلف‌ترین متلک‌ها از زبان‌ آدم‌های بی‌هویتی که از یک فرهنگ ناقص برآمده‌اند و حالا به پست هم و آقای ده‌نمکی خورده‌اند و ملت را سر کار گذاشته‌اند! سر کار که نه؛ کلاه بر سرشان گذاشته‌اند!
لشگری از بازی‌گران آشنا با همان تیپ‌های آشنای‌اشان! امین حیایی و محمدرضا شریفی‌نیا که انگار از کما و دنیا کولاژ شده‌اند بر اخراجی‌ها! آدم‌های جنگ هم همان‌هایی که بودند! قاسم زارع با داد و بی‌دادهای فرماندهی‌اش؛ سیدجواد هاشمی مهربان هم با خنده‌های یخ‌اش!!!
سیدابراهیم نبوی از ینگه‌دنیا یادداشتی نوشته بر اخراجی‌های ندیده و حالا ده‌نمکی در پوست خودش نمی‌گنجد1!- اگر آقای ده‌نمکی، نبوی و طنازی‌اش را فراموش کرده؛ ما که خوب یادمان هست!-
آقای ده‌نمکی! مردم سینمارو و سینمانروی ما که ثابت کرده‌اند علاقه‌ی خود را به شارلاتان‌ها و شور ِ عشق‌ها2؛ پس دیگر این همه داد و قال برای چیست که فلان سینما چنان بود و بهمان سینما چنین3! بله! حرف شما متین! فیلم‌اتان نود درصدی شده است4 و ما که در سینما فرهنگ دیدیم به سانس سوم فوق‌العاده رسیدیم؛ چیزی دم‌دمای خروس‌خوان! اما کاش دمی هم از واقعیت می‌زدید! مردمی که ما هم از ایشان‌ایم را همه خوب می‌شناسیم! ملتی که سالی سگ‌کشی استاد را برگزیده می‌کنند5؛ امسال می‌آیند اخراجی می‌شوند؛ ایرادی که ندارد، ذائقه‌ی ملت حتما تغییر کرده! اما دیگر این همه باد به غبغب انداختن ندارد که! نگاه کنید به آمار فروش فیلم‌های این دو سال اخیر! به نام فیلم‌ها؛ نام کارگردان‌ها؛ نام‌های بازی‌گران! ما هنوز مانده تا حرفه‌ای شویم! ما هنوز مانده تا کیارستمی‌ها و بیضایی‌ها و قبادی‌ها را از دست ندهیم! هنوز زود است تا سر در سینماهای‌امان را از عکس‌های آن‌چنانی ستاره‌های یک‌شبه پاک کنیم! هنوز راه باید رفت تا یک سینمای حرفه‌ای؛ تا یک اتفاق آبرومندانه!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوران فهیم در 15:31 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سی ام مهر 1385
وقتی جيم جارموش گريه مي کند!

کردستان و کردها هم‌چنان مهم‌ترين دغدغه بهمن قبادی برای فيلم‌سازی است. چهارمين فيلم بلند او «نيمه ماه» باز در شرح محدوديت‌ها، رنج‌ها و ستم‌هايی است که در طول تاريخ به قوم کرد روا شده. اما آن چه در پی ساخت اين فيلم در کارنامه فيلم‌سازی قبادی رخ داده، رسيدن به نوعی پختگی و عمق در زاويه ديد اوست که در مقايسه با فيلم‌های قبلی‌اش به خويشتن‌داری و تعادل بيش‌تر در لحن منجر شده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ادیب سبحانی در 0:26 | | لینک به این مطلب
جمعه هفتم مهر 1385
تجربه تازه ای از فیلم اپیزودیک در سینمای ایران ( نقدي برفيلم كافه ستاره )

فروش فیلم‌های کمدی در چند ماه گذشته روز به روز این زمزمه را قوت می‌بخشد که از این پس برد با این نوع آثار است، اما استقبال از "کافه ستاره" سامان مقدم این زمزمه را از عیار انداخت.  کافه ستاره با وجود آن که در آنونس های تبلیغاتی خود روی عروسی سکانس پایانی تمرکز کرده کمدی نیست. اتفاقا در مقایسه تلخی و شیرینی، تماشاچی پس از تماشای این اثر به لحاظ لذت بردن از فیلم کامش را شیرین، اما فضای فیلم و زندگی قهرمانانش را تلخ می یابد. دلیل استقبال از "کافه ستاره" را شاید بتوان در سطور زیر پیدا کرد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ادیب سبحانی در 9:8 | | لینک به این مطلب
سه شنبه سی و یکم مرداد 1385
عناصر اصلي نقد فيلم

{دبي توآيمن
براساس كتاب تكوين معنا نوشته‌ي ديويد بردول
ترجمه: اميد نيك‌فرجام}

ديويد بردول در كتاب خود با عنوان تكوين معنا اشاره كرده است كه هر نقد فيلم چهار جزء كليدي دارد، و اين اجزا عبارت‌اند از چكيده‌ي طرح فيلم، اطلاعات زمينه، مجموعه‌اي از مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم، و ارزيابي.

چكيده‌ي طرح فيلم:

اطلاعات زمينه:

مطالب و استدلال‌ها درباره‌ي فيلم:

ارزيابي:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوران فهیم در 21:5 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385
نگاهی گذرا به یک شاهکار
 
بربادرفته GONE WITH THE WIND
 
 
بربادرفته GONE WITH THE WIND
کارگردان : ویکتور فلمینگ
تهیه کننده :دیوید اوسلزنیک
هنرپیشگان: کلارک گیبل ( به نقش رت باتلر)- ویویان لی (به نقش اسکارلت اوهارا)- لسلی هوارد (به نقش اشلی ویلکز) – الیویا دو هاویلند (به نقش ملانی همیلتون) – هتی مکدانیل ( به نقش مامی ) و ......
مدت نمایش:۲۳۸ دقیقه
محصول:آمریکا (کمپانی مترو گلدوین مایر)
سال ساخت :۱۹۳۹
درجه نمایش G

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سوران فهیم در 18:52 | | لینک به این مطلب