
رودلف آرنهایم (به آلمانی: Rudolf Arnheim) (۱۵ جولای ۱۹۰۴-۹ ژوئن ۲۰۰۷) فیلسوف، نظریهپرداز آلمانی سینما وهنر بود. نظریات او در باب سینما با رویکرد روانشناسی گشتالت صورت پذیرفت. او در برلین متولد شد. پدرش یک کارخانهٔ کوچک تولید پیانو داشت. برخلاف انتظار عمومی او به سمت تجارت گرایش نیافت و تحصیلات خود را در سال ۱۹۲۳ در دانشگاه برلین آغاز کرد. او در رشتههای روانشناسی، فلسفه و تاریخ هنر و موسیقی به تحصیل پرداخت. او در این دوره شاگرد استادانی چون ماکس ورتهایمر (استاد راهنمای او)، ولفگانگ کوهلر و کرت لوین بود.
نظریات سینمایی
آرنهایم اعتقاد داشت که سینما یک پدیدهٔ ذهنی است. یعنی سینما یک تجلیگاه ذهن است. اما او به شدت با واقعگرایی سینما مخالف بود. چراکه باور داشت که سینما را از یک مقولهٔ ذهنی به سمت یک مقولهٔ عینی میبرد و از این جهت سینما را از ماهیت زیباییشناسانهٔ خود دور میکند. او برعکس دنبال عناصری در سینما بود که آنرا از واقعیتهای روزمره دور میکنند. به طور مثال تخت بودن پردهٔ نمایش، عدم وجود رنگ و صدا در سینمای صامت، سوپرایمپوز و دیزالو و بسیاری از این دست عناصر. آرنهایم اعتفاد داشت هرآنچه سینما را از عینیت و زندگی روزمره دور میکند و به ذهنیت و هنری ویژه نزدیک میکند دارای ارزش است. دو کتاب معروف آرنهایم فیلم به عنوان هنر (۱۹۳۲) و هنر و ادراک دیداری (۱۹۵۴) نام داشتند که او در این دو کتاب بیشتر نظریات زیباییشناسانهٔ خود را در باب هنر و سینما عنوان کرد.
کتابشناسی
فیلم به عنوان هنر (۱۹۳۲) (ISBN 978-0-520-24837-3)
به سوی روانشناسی هنر (۱۹۴۹) (ISBN 978-0-520-02161-7)
هنر و ادراک دیداری (۱۹۵۴) (ISBN 978-0-520-24383-5)
گورنیکای پیکاسو (۱۹۶۲) (ISBN 978-0-520-25007-9)
اندیشهٔ دیداری (۱۹۶۹) (ISBN 978-0-520-24226-5)
پویایی شکلهای معماری (۱۹۷۷) (ISBN 978-0-520-03551-5)
قدرت مرکز: مطالعاتی پیرامون ترکیب در هنرهای تجسمی (۱۹۸۲/۸۸) (ISBN 978-0-520-06242-9)
مقالاتی نو در باب فلسفهٔ هنر (۱۹۸۶) (ISBN 978-0-520-05554-4)
تمثیل سپیدهدم (۱۹۸۹) (ISBN 978-0-520-06536-9)
اندیشههایی در باب آمورش هنر (۱۹۹۰) (ISBN 978-0-89236-163-2)
نجات هنر (۱۹۹۲) (ISBN 978-0-520-07459-0)
جداسازی و ساختار (۱۹۹۶) (ISBN 978-0-520-20478-2)
رسالههای سینمایی و نقدها (۱۹۹۷) (ISBN 978-0-299-15264-2)
فهرست منابع
اندرو، دادلی، تئوریهای اساسی فیلم، ترجمهٔ مسعود مدنی، انتشارات عکس معاصر،۱۳۶۵
استم، رابرت، مقدمهای بر نظریهٔ فیلم، به کوشش احسان نوروزی، انتشارات سورهٔ مهر، ۱۳۸۳
منبع : سینمافردا - ترجمه : زهرا سخی
در واقع در روزهای اولیهای که این جوجه سر از تخم در میآورد، مخاطبان بیشتر مجذوب تکنولوژی سینما میشدند، تا با آنچه که واقعاً نمایش داده میشد.

سینما بر مبنای ابزارهای ماشینی شکل گرفته است. در واقع در روزهای اولیهای که این جوجه سر از تخم در میآورد، مخاطبان بیشتر مجذوب تکنولوژی سینما میشدند، تا با آنچه که واقعاً نمایش داده میشد. همانگونه که "استفان هیث" مینویسد:
" [دراین دوره] چیزی که ترویج داده میشد و فروخته میشد، تجربهی مواجهه با ماشین بود. "آپاراتوس سینما". برنامههای پخش شده در "گراند کافی" با عنوان "سینما توگراف" معرفی میشدند و با وصفی دربارهی سینماتوگراف دنبال میشد. همواره پس از اینکه توصیف مورد تأکید بود، عنوان فیلم در معرض دید عموم قرار میگرفت. این عنوان در قسمت پایینی صفحهی نمایش قرار داشت (هیث، 1980: 1)".
در ادامه مطلب بخوانید:
پیشینهی نگاه ایدهآلیستی تکنولوژیکی
پیشینهی دیدگاه ضد ایدهآلیست تکنولوژیک
ادامه مطلب
سينماگران مدرن آلمان، كجا و به چه كسي بايد وام و بهره را پس دهند؟
در مراسم ختم نزديكان و آشنايان، بسيار شنيدهايم كه بعضي سخنرانان چه نسبتها و صفتهای ناداشتهای به «تازه درگذشته» ميدهند و با اين كار چنان او را به عرش اعلا ميبرند كه ما به عنوان نزديكانش، از حيرت چشمانمان گرد ميشود. مثلاً درباره كسي كه هميشه با خانوادهاش سر ستيز و ناسازگاري داشته و يكيدوتا از فرزندانش حتي در مراسم ختمش شركت نكردهاند، گفته ميشود «پدری مهربان و همسری فداكار»؛ يا كسي كه جانش را فدای خستورزی كرده، ميشود «اهل انفاق و اكرام و بخشش»؛ به كسي كه كارش فروش لوازم تحرير و كتاب درسي بوده (و در جای خودش شغل محترميست) ميگويند «آدمي فاضل و عالم و فرهنگي». و معمولاً هرچه تازه درگذشته متمولتر بوده باشد، صفتها، عالي و تفضيلي و طولانيتر ميشود. كمابيش همگي به چنين روالي خو كردهايم و دستبالا با خود ميگوييم اين حرفها به جايي برنميخورد و حداقلش دعوت بازماندگان به خير و نيكي و معروف است. البته وقتي همين روال به عرصههای عموميتر ميرسد، تأثير معكوس دارد و باعث بياعتمادی ميشود. كوچكترين نمونه بهظاهر بياهميتش را ميشود در رسانههای رسمي كشور ديد و شنيد. آنجا كه مثلاً در اخبار ورزشي گفته ميشود «ايران در فلان مسابقه كشتي صاحب هفت نشان طلا و نقره و برنز شد» و وقتي با ذوق پيگير خبر ميشويم، درمييابيم خبر درست اين بوده كه ايران يك طلا، يك نقره و پنج برنز گرفته و تازه به مقام سوم هم رسيده است. چنين نگاهي ....
ادامه مطلب

