تبليغاتX
سینمای آماتور - گذری بر آثار محسن مخملباف
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387
گذری بر آثار محسن مخملباف

که دوره ی اول شامل : فیلمهای توبه نصوح ،دوچشم بی سو ، استعاذه وبایکوت است

دوره ی دوم شامل : دست فروش ، بای سیکل ران و عروسی خوبان.

دوره ی سوم : نوبت عاشقی ، شب های زاینده رود ، ناصرالدین شاه ، هنرپیشه ، سلام سینما و نون و گلدون . و فیلم گبه را در دوره ی چهارم قرار می دهد . همان طورکه اشاره شد با دیدن هر یک از این فیلمها نه فقط دغدغه های خود فیلمساز بلکه می توان برشی از جامعه ی ایران رادر آن نیز دید . به واقع محسن مخملباف برگرفته از اجتماع و به شد ت و مستقیما تحت تاثیر شرایط اجتماعی ایران بوده و هست . خوب یا بد بودن این مسئله بحث دیگری ست. ولی هر چه که هست مخملباف نتوانسته یا نخواسته از این مقوله جدا گردد.

محسن مخملباف با فیلم های کاملا مذهبی شروع کرد و به ظاهر با سینما می خواسته به عنوان ابزاری برای اشاعه ی آنچه که فکر می کرده و به زعم خود درست بوده وحقیقتی غیر از آن وجود ندارد ، استفاده کند . اما به ناگاه و به طور کل از آنچه که مطلق می پنداشت رو بر می گرداند و مسائل دیگری دغددغه ی فکری او می شود، بااین چرخش که دوره ی دوم فیلم سازی او محسوب می شود اثری به مانند " دستفروش " را خلق می کند که نه فقط جریان سینمای داخل را بلکه خارج از کشور را متوجه ی خود می کند هر چند بعضی هابرخوردهایی تنگ نظرانه و غیر کار شناسانه با این اثرکردند وحتی به کپی برداری متهمش می کردند ومی کنند ولی گذرزمان نشان می دهد که هنرو اثر هنری فرا تر از این نگرش هاست . در هر صورت چرخ فیلمسازی مخملباف از حرکت نایستاد . و با ساخت " بای سیکل ران " نشان داد چقدر سینما را می شناسد . به اعتقاد بسیاری از منتقدین ، مخملباف سینما را ازاین دوره یعنی دوره دوم فیلمسازیش شروع کرده، چون در کنار مطرح کردن مسائل روز جامعه ودگرگونی و چرخش زیاد مخملباف ازتفکراتِ متعصب وبنیاد گرایی دوره ی اول که داشته ، روبه یک سینمای روایی ، با فرم و تکنیک خاص خود واصول سینمایی ، روی آورده است . با ساخت این فیلم ها نگرش جهانیان به سینمای ایران و ظهور یک سینماگرجوان که حرفهایی برای گفتن دارد بیشتر شد . فیلمهای ( دستفروش )،( عروسی خوبان ) و( بای سیکل ران ) با حضورو نمایش درچندین جشنواره ی مختلف داخلی و خارجی جوایز بسیاری را کسب کردند . با نگاهی به این سه فیلم متوجه خواهیم شد که هیچ شباهتی به هم ندارند . به این معناکه ، دورازانتظاراست که گفته شود هرسه ، ساخت یک فیلمساز است . عروسی خوبان یک فیلم کاملاانتقادی و ضد جنگ . فیلم با آرم کمپانی  بنز شروع می شود . که جلوی اتومبیل های ساخت این کمپانی قرار دارد  از درون آرم آنچه که مد نظر ومورد نقد فیلمسازاست نشان داده میشود . و زندگی یک بسیجی و رو برو شدن او با واقعیت کنونی جامعه ی ایران واز بین رفتن آن ارزش هایی که او به خاطرش جنگیده بود . این فیلم در پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق ( 1367 ) ساخته شد و مخملباف باساخت این فیلم به جبهه ی منتقدین جنگ و دستاورده هایی که داشته می پیوندد . در همین سال (1367) فیلم بای سیکل ران را می سازد که این فیلم گذری است بروضعیت مهاجرهای افغان در ایران و یک قهرمان دوچرخه سوارکه در یک شرط بندی چندین شبانه روزبدون وقفه  درمحوطه ای رکاب می زند . این فیلم را، خیلی ها کپی یا برداشتی آزاد ازفیلم سیدنی پولاک ( آنها به اسبها شلیک میکنند ) می دانند ، ولی آن چه که هست این فیلم بسیارزیبا ساخته شد وازآثارشاخص فیلم ساز محسوب می شود . که با حضور در جشنواره های ریمینی ایتالیا در سال 1989و هاوایی امریکا در سال 1991 عنوان بهترین فیلم را ازآن خود می کند.

سرپرشوراین فیلمساز او را به سمت خط قرمز ومرزبندی های ممنوع سینما درایران می برد . در سال ( 1369 ) دو فیلم ( شبهای زاینده رود )

و ( نوبت عاشقی ) می سازد که هردو توقیف و ممنوع اکران می شود .

نظام سینمایی در ایران یک نظام وابسته به دولت است به همین دلیل ساخت وپخش فیلمها وابسته به سیاست های روز، نظام و دولت است .

سیاست گذارهای سینمای ایران روی آثار مخملباف حساس تر شدند و به شدت مواظب ساخت های بعدی او بودند . و همانطور که اشاره شد مخملباف قابل پیش بینی نبود . سال بعد (1370) (ناصرالدین شاه آکتور سینما ) را می سازد .فیلم ناصرالدین شاه مروری سینمایی است بر تاریخ سینما در ایران از ابتدا تا دهه شصت ه. ش . و فیلمهای تاثیر گذاروقابل بحث سینما ی ایران . با استفاده از تکنیک و تدوین خاص تعدادی از این فیلم ها را کنار هم می چیند و پرسش های تاریخی و ذهنی خودرا هم چاشنی آن می کندتابتواند به روایت و جذابیت آن بیفزاید . این فیلم غیر متعارف در جشنواره تائورمینا ایتالیا در سال ( 1992) بهترین فیلم و همچنین درجشنواره ی کارلوویواری جمهوری چک به عنوان بهترین فیلم بهترین کارگردان و همچنین بهترین فیلم انجمن منتقدین بین الملی فیبرشی شناخته شد و جایزه ویژه ی هیئت داوران از جشنواره فیلم استانبول ترکیه رااز آن خود کرد.

با فیلم سلام سینما مخملباف نشان داد که همچنان به دنبال نیازهای روز جامعه ایران است . که از لحاظ فرم و محتوا  این فیلم نیمه مستند نیمه داستانی ، توانست اشک موافق و مخالف را درآورد.

مخملباف ، سینمای شاعرانه را، با کوچ عشایرلردر فیلم گبه ، تجربه کرد. و یکی دیگراز متفاوت ترین فیلم های خود رامی سازد . رنگ . ترکیب و قاب سه عامل اساسی ست که مخملباف با تکیه براین سه عامل شاهکار خودرا می سازد که به مفاهیم و قواعد سینمایی روز دنیا نزدیک ترمی شود و از شعارها و انتقادهای همیشگیش به دور می ماند. فیلمهای " نون و گلدون و" گبه " در دهه ی 1990 بیشترین اعتبار جهانی را برای کارگردانش به ارمغان آورد . " نون و گلدون " در سال 1999 به عنوان یکی از ده فیلم برتر دهه ی1990 از طرف مدیران جشنواره های جهانی شناخته شد ومجله ی تایمز هم " گبه " را به عنوان ده فیلم برتر جهان در سال 1996 معرفی کرد . و در سال 1997 باز هم " گبه " جایزه ی بهترین فیلم بلند آسیایی از جشنواره فیلم سنگاپور را از آن خود کرد . به دور از انصاف خواهد بود که در موفقیت فیلم های مخملباف مدیر و فیلمبردارهای خوبی مانند  نعمت حقیقی علیرضا زرین دست ، محمود کلاری ، و فرج حیدری را سهیم ندانیم که نه فقط درفیلمهای مخملباف بلکه اغراق نیست که بگوییم بخش عظیمی ازتولیدات سینمای ایران مدیون مدیریت ، مشاوره و فیلمبرداری این استادان تصویراست .

برخی ها بر این اعتقادند که دوره ی فیلمسازی مخملباف به سر رسیده . و هرچه راتوان داشته انجام داده است و بعد ازاین هرچه بسازد تلاش برای بازگشت به اوجی است که داشته و اکنون این تلاش بی فایده خواهد بود .

مخملباف بدون توجه به این بحث ها به روند فیلمسازی خود ادامه می دهد . در سال 1376 " مدرسه ای که باد برد" رامیسازد . مسئولین منطقه آزاد کیش سفارش ساخت چند فیلم کوتاه مرتبط با جزیره ی کیش را به چند کارگردان ایرانی میدهد . یکی از این چند کارگردانان مخملباف است که حاصل ساخت آنها چند اپیزود است که اپیزود سوم آن را به نام " در" مخملباف میسازد.ودرهمین سال (1377) فیلم دیگری در تاجیکستان به نام " سکوت " می سازد . اپیزود دوم ازمجموعه داستانهای جزیره با عنوان " تست دموکراسی " در سال (1377) را کار کرد. افغانستان به دلیل تسلط اقتدارگرایان مذهبی و نوع حاکمیت واپس گرایی مطلق ، در چند سال گذشته کانون توجه دنیا بود . مخملباف باتوجه به علاقه ای که به کشور افغانستان دارد فیلمی مرتبط با افغانستان به نام " سفرقندهار " می سازد . سفرقندهاردراروپا به نمایش درآمد با شرایط خاصی که افغانستان داشت فیلم مورد توجه قرار گرفت .  اما بیشتر ازآن که این فیلم به عنوان فیلم مخملباف موردنظر باشد . کنجکاوی در مورد اوضاع افغانستان مردم رابه سینماهای محل اکران فیلم کشاند ." سفر قندهار" با سفر زنی برای نجات خواهرش که اعلام کرده تا شروع کسوف خورشید که آخرین کسوف قرن نیزهست، زنده است و بعداز آن خود کشی خواهد کرد . شروع می شود. بخش های زیاد از فیلم براثرواقعیات افغانستان باز سازی می شود. و بخش های دیگرآن قصه پردازی هایی معمول و همیشگی است که خود مخملباف در مورد افغانستان می کند . دوفیلم دیگر با عناوین " دوشنبه بازار" و" سردتراز آتش " در سالهای ( 1383،84)  از دیگر ساخت های مخملباف است . با فیلم "سکس و فلسفه " در سال 1384 بار دیگر نگاهها به سوی مخملباف برمی گردد . و نقد و نظرهای موافق و مخالف زیادی به کارنامه ی سینمایی اواضا فه می گردد . برخی ها این اثر را ویدیو کلپی بیش نمیدانند. " فریاد مورچه ها " آخرین اثر سینمایی مخملباف تا اکنون است . مخملباف دغدغدهای دوایدئولوژی ماتریا لیستی و آیده آلیستی همیشگی خودرا که داشته وهیچ وقت نتوانسته بایکی ازاینها کناربیابد و به دنبال پختگی درآن برود دستمایه ی کار خود قرار می دهد . مناظرهایی که در قالب دیالوگ بین زن و شوهرایرانی  درهندوستان گفته می شود ناشی ازسطحی نگری کامل تفکرمخملباف است که به زبان بازیگران می آید . هرچند زبان تصویری مخملباف خیلی قوی است و همیشه در این زمینه مبتکر و خلاق بوده  . ولی در زمینه های دیگر فقط آشفتگی دیده می شود . بحث هایی که در فیلم فریاد مورچه ها گفته می شود یاد آورو پیرو همان بحث هایی ست که در فیلم "بایکوت " سال 1364 شنیده می شد . این قبیل بحث های یک طرفه و کلیشه ای دورانش درهمان سالهای 1364 است که متا سفانه نشان ازعقب گرد یا ماندن  تفکرات مخملباف در همان سالهاست . همه میدانیم کشورایران در طول  حیات تمدن خود هنرمندان زیاد وبه نامی داشته و دارد ولی اکثرا به حوزه ی  شعر و شاعری برمیگردد ودر حوزه ی تفکرهم ، تصوف و صوفی گری شاخصه ی این سرزمین است . کانون و زیستگاه فلسفه و هنرهای دیگر به مانند نقاشی . تاتر و معماری و موسیقی  رادرجاهایی دیگرباید جست وجو کرد . ویکی از دلایل ضعف سینمای ما به همین مسئله برمی گردد که ما کمتر تصویر می شناسیم چون با تصویر بزرگ نشده ایم سینماگران ما با هنر نقاشی غریبه اند ولی مخملباف خود را از این استننا کمی جدا کرده  ،او خالق تصاویرزیبا ی سینمایی است . ولی روایت هایش ازقصه پردازی باتوجه به این که داستان نیز نوشته، آشفته است .درواقع به هنگام دیدن فیلم های مخملباف نباید به دیالوگ های ان توجه کرد . چون به اصل اثر لطمه می زند . احمد شاملو شاعر بزرگ و فقید ایران در مورد محسن مخملباف در مصاحبه ای با مسلم منصوری میگوید : " من به شدت از عاقبت این سینماگر وحشت می کنم ، اولین کارهایش جور بدی بیمارگونه به نظرم آمد ، اما آخر سر کاملا پرومته ئی شد که چیزی سینما را دمِ دستش گذاشته تا هرچه خطرناکتر بتواند با آن آتش بازی کند . " البته این نظر شاملو است ویا هر کس دیگر، بهر حال مخملباف جزئی از سینمای ایران بخصوص سینمای بعد از انقلاب است و شکی در آن نیست که برسینمای بعد از انقلاب ایران تأ ثیر به سزایی داشته است . در هر صورت برای شناخت و پیگیری سینمای ایران حتماً باید آثار او رادید .

 

با استفاده در بعضی جملات و یکی دو نقل قول از کتاب " سینما و ادبیات" مصاحبه کننده و گرد آوری "مسلم منصوری "  

نوشته شده توسط سوران فهیم در 21:40 | | لینک به این مطلب